خودخوری

تاریکم از وقتی که رفتی و
معنای واقعیِ یک دردم
دائم خودمو توو خودم جای
دردام ریختم خودخوری کردم

انقد کنار می اومدم باهات
عادتِ من کناره گیری شد
دنیا منو یک گوشه انداخت و
یک گوشه واسم سهمِ پیری شد

همیشه سر میچرخونم وقتی ، نوری کنارم سایه میسازه
انقد که را(ه) میومدم با تو ،سایه م منو یادِ تو میندازه

چشمـــات شور بودن که میگفتی:
"ترکت محاله چون که میمیرم"
یادِ چشات میفته بازم دل
با فکرشون دلشوره میگیرم

همیشه کوتا(ه) اومدم پیشت
منو ندیدی و لگد کردی
دستم نمک نداش(ت) مثِ چشمات
نفهمیدی بهم چه بد کردی

همیشه سر میچرخونم وقتی ، نوری کنارم سایه میسازه
انقد که را(ه) میومدم با تو ، سایه م منو یادِ تو میندازه

مهدی کامرانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: