من.خونه.تو

هنوز با بردن اسمت دلم درگیر غم میشه
هوا باروون می گیره مثِ حالِ خودم میشه
هنوزم توی این خونه یه عکس از تو رو دیواره
تو رفتی ، یادِ تو اما منو تنها نمی ذاره
خرابه حالم از اینکه تو اشکامو نمی بینی
توو این شبهایِ دل تنگی تو میزِ شام نمی چینی
هنوزم توی این خونه من از هرچی دو تا دارم*
یه حسی از تب دستات به این خونه بدهکارم
از اون روزی که تو رفتی با کلِّ خونه درگیرم
تو نیستی و با این خونه برات مهمونی میگیرم
یه کیکِ تازه با طعمِ نبودن هایِ تلخِ تو
یه شالِ آبیِ نفتی یه کیفِ سِت با این مانتو
……………
هنوز با بردن اسمت دلم درگیر غم میشه
هوا باروون می گیره مثِ حالِ خودم میشه
م.افق

از این نویسنده بیشتر بخوانید: