جــــــــــــــــــادو

تو یه پلک به هم زدن انگـاری
تو رو از دستای من دزدیـــدن
جادو کردن هر دو تا چشماتو
وقتی نقطه ضعفمو فهمیـدن

اعتمـــــادم به تمومه آدمــــا
حتی قد یه نوک سوزن نیس
حالا که به بودنت محتـــــاجم
قــــلبت مثه قبلنا با من نیس

فکر نکن رفتنتو حالیــــم نیس
تو منو فروختی به دلخوشیات
تو تو سرزمین قلبم بـــــــودی
چرا خارج شدی از جغرافیــات

دیگه مثل قبل کنــارم نیستی
دیگه مرهم نمیشی رو زخمم
فکر نکن رفتنتو حالیـــــم نیس
سن من کــــمه ولی میفهمم

رفتی هر کجا که هستی خوش باش
این مهم نیس که جقدر داغونـــــــــم
این مهم نیس که چقـــــــدر تب دارم
که هنـــــوز تو این اتاق زندونـــــــــــم

این مهم نیس که چشــــــام بـــارونه
این مهم نیس که چقدر زخـــــم دارم
پـــــــــر حس انتقـــــــامم امــــــــــــا
نمیتونم از تو دست بـــــــــــــــــردارم
……………………………………………….
امیر سینا عسکرپور

از این نویسنده بیشتر بخوانید: