خشک سالی

وای از اون روزی که عزیزت بخواد ترکت کنه….

خشک سالی
من این احساس و می فهمم / تو از حالم خبر داری
چه قولایی بِهِت داد که / حالا عزمِ سفر داری

مگه من با تو بد بودم / بگو واسه چی دلگیری
یعنی باور کنم دیگه / سراغم رو نمیگیری

نفس هات مثه(مثلِ) بارونه / نزار خشک سالی سهمم شه
چقد غصه؟ چقد حسرت؟ / باید نصیبِ قلبم شه

می خوای خواهش کنم ؟ باشه / فقط بگو پشیمونی
من از چشمات می ترسم / آخه می گن نمی مونی

بخش دوم:

قدم هات که شروع میشن / من و توو غصه هول میدن
ببین اشکایِ توو چشمام / دارن چی به چشات می گن

چشات برق می زنه آره / پر از شوقی از این رفتن
یه لحظه صبر کن عشقم / کجا میری بدونِ من ؟؟؟

کجایِ زندگیت بودم ؟ / که سهمم رفتنت باشه
یکم صبر کن شاید حسی / هنوز توو خونه پیداشه

بهِم می گفتی دنیاتم / ببین دنیاتو غم برده
انگار تمومِ احساست / یه شبه توو دلت مرده

با این رفتاره سرده تو / واسم هوا نفس گیره
باید باور کنم دیگه / عزیزم از پیشم میره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: