چقد حرف دارم

چو ماه روی تو در شام زلف می‌دیدم / شبم به روی تو روشن چو روز می‌گردید

میشه آرزو هامو بی تو شمرد
نباشی تو؛ دنیای ِ من بیخوده
چقد حرف دارم که با تو بگم
نمیدونی با تو شَبَم چی شده

نشستن کنار تو توو این شبا
یجور آدمو غرقِ تب میکنه
اگه ماه تووی ِ آسمونه پس این
کیه هی منو جون به لب میکنه

کیه که نشسته کنار ِ منو
تموم شبم از نگاش روشنه
خدایا بخیر بگذرون امشبو
داره تیشه به ریشه هام میزنه

داره میبُره پامو از روو زمین
منو میبَره غرق ِ رویا کنه
خدایا بخیر بگذرون امشبو
میترسم که چشمامو رسوا کنه

میشه با تو به آسمونا رسید
اگه عشق اینجا اجابت کنه
چقد حرف دارم کنارت ولی
شاید تا همینجا کفایت کنه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: