آژیر خطر

از جنگ بیزارم از این کشتار بی مورد
از اینکه توو هر مرز یک سرباز پیداشه
آژیر وحشت تووی گوش من صدا میده
وقتش شده این درد بی درمون مداوا شه

وقتش رسیده ، مادرا کابووسُ بر دارن
از خواب هائیکه پُر از تشویش و آتیشه
بازی یه حق ِّ عادلانه س بین کودک ها
لبخند سهم زندگی ِّ هر نفر میشه

"ای همصدا با من بخوان ، اینبار محکم تر
لعنت به جنگ، لعنت به بمباران، به ویرانی
لعنت به سلب حسِّ آرامش از آدم ها
لعنت به هر اعلان مرگ ضد انسانی"

خمپاره ، موشک ، مین ، وحشت ، ترس /آتش بس
دلشوره پَر ، کابووس پَر، صلح ِجهانی شد
انسان به انسان دست دادو از نفس اُفتاد
قطع نامه ای که نقض ِ حکم مهربانی شد

فرقی نداره هرکجای این زمین باشی
خورشید در هر آسمون با عشق می تابه
شب سهم آرامش به هر رویا میده وقتی
توو خونه هر بچّه بدون ِ دغدغه خوابه

"ای همصدا با من بخوان ، اینبار محکم تر
لعنت به جنگ، لعنت به بمباران به ویرانی
لعنت به سلب حسِّ آرامش از آدم ها
لعنت به هر اعلان مرگ ضد انسانی"

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • :-) =D> =D> @};-
  • بازی یه حق ِّ عادلانه س بین کودک ها لبخند سهم زندگی ِّ هر نفر میشه ارتباط مفهومی این بیت...
  • فرقی نداره هرکجای این زمین باشی خورشید در هر آسمون با عشق می تابه شب سهم آرامش به هر رویا میده وقتی توو خونه هر بچّه بدون ِ دغدغه خوابه سلام از خوندن ترانه زیباتون لذت بردم مرسی می پسندم @};- @};-
  • کلیت کار خوبه... چند مصرع ضعف تالیف داشتید... مثل: لبخند سهم زندگی ِّ هر نفر میشه... دوگانگی زبان هم داشتید... مثل: ای... بخوان... موفق باشید...
    • ضعف تألیف رو برام در این قسمت بازتر کنید ممنون میشم دوگانگی زبان عمدیه چون ترجیع بند قرار بود کوبنده باشه مثل شعار ممنون از راهنماییهاتون
  • سلام.ترانه زیبایی سرودین خانم باقری =D> .لذت بردم از خوندنش @};- . خیلی روان خوانده میشد جز این مصراع(شب سهم آرامش به هر رویا میده وقتی)
    • سلام ممنون از توجهتون به دلیل استفاده ی همزمان از حرکت فتحه و کلمه ی یک هجایی شب براتون خوندنش سخته که اوج هجا رو در کلمه ی آرامش به سقف روی حرف الف دوم دو هجا کشیده میشه شب سهم. ِ آراامش به هر رویا میده وقتی _ ممنون از نقد و نظر
  • سلام.لایک 10 از من. اما دو جا هماهنگی مطلوبی رو بین فعل ها نمیبینم(بازی یه حق ِّ عادلانه س بین کودک ها لبخند سهم زندگی ِّ هر نفر میشه) و (انسان به انسان دست دادو از نفس اُفتاد قطع نامه ای که نقض ِ حکم مهربانی شد) در مورد اول شما تو مصراع یک حکمی رو صادر کردین که واقعا جالبه و توو کلام نشسته اما مصراع بعد فعل میشه یه مسیر دیگه ای رو مخصوصا از لحاظ زمان طی میکنه. و مورد دوم (افتاد) و (شد) اگه بیت قبل رو در نظر بگیریم زمان شد با افتاد نمیخوره بهم. خانوم باقری این نکته اگه به صورت زیبا انجام بشهريا، یعنی به صورت هنری دو فعل زمانشون بهم نخوره یا ردیف فعلی از نظر معنا و زمان متفاوت باشه میتونه خوووب یا حتی عالی یا استفاده بشه،اما مال شما به نظر من خوب نبود اما خوشحال میشم اگه من اشتباه میکنم یا نکته ای رو از تایپ انداختم بهم بگین.اینم بگم اگه با این لحن بنگریم که اگه جنگ نباشه این طور میشه،(لبخند سهم زندگی ِّ هر نفر میشه) این مصراع کمی قابل توجیه اما بازم مصراع قبل ارتباط برقرار نمیکنه. چند جا هم از نظر وزنی اصطلاحا سکده داشت. (بخوان) اگه بخون بود بهتر بود و درست و به زبان کل ترانه میخورد. در کل خووب بود.توو این کار واژگانتون قوی بود اما یادتون باشه که واژگان عالی با دید شاعرانه و شاعرانگی ها ی هنری،نوشته رو متعالی میکنه. به امید روزای خووووب و بهترررررر. یا حق. :-) =D>
    • سلام ممنون از توجهت افتاد و شد رو از نظر زمانی برای خودت صرف کن ببین هر دو فعل به چه قسمت از محدوده ی زمانی اشاره دارند این اتفاق افتاد این حکم نقض شد زمان های افعال رو خوب می شناسی ؟ سکته ی وزنی رو اگه اشاره می کردی توضیح میدادم که اگه گفته ی شما قرین به صحت بود اصلاح می کردم ممنونم که ترانه ها رو بادقت می خونی ولی انتظار دارم نقد ترانه علمی تر صورت بگیره
      • سلام خانوم باقری بازی یه حق عادلانس بین بچه ها(صادر کردن یک حکم،که توی شعر کار خوبی نیست اما اینجا انصافا خووبه) و بعد میگین لبخند سهم هر فرد میشه، که ارتباطی بینشون نیست. که اگه بود بهتر بود. در مورد دوم سوال من اینه که شما با گذاشتن کاما بعد از کابووس پر،میخواین بگین این اتفاق(کابوس پر) افتاد و (حالا صلح جهانی) شد.و در بیت بعد میگین از نفس افتاد(گذشته) و حکم مهربانی شد(گذشته) ،بعد ارتباطی هم بین اون ها نیست صلح میشه بعد دست میدن و مهربانی نقض میشه،یعنی بعد از صلح هم نامردی(شاید). قط (ع) نامه ع خارج از وزنه.که اشکالی هم نداره،چون من آدمی نیستم که خیلی درباره ی وزن وقتی یکی دو مورد ایراد صحبت کنم.در جنگ هم (گ) خارجه. بعد یک نکته،شما گفتین نقد باید علمی باشه،حق کاملا با شماست، اما من با قطعیت نگفتم یه جورایی سوال کردم،چون بنده هم تو نظر گرفتن پای کارام و هم پاسخ گرفتن پای نظرام از شما دوستان انصافا یاد میگیرم و خوشحال میشم که شما پای کارام بیاین و نظر بدین. ممنون.
      • سلام اینکه بازی یه حق عادلانه س بین کودک ها حکم نیست واقعیته لبخند سهم زندگی هر نفر میشه قرار نیست با بازی کودکانه ارتباط دلشته باشه اینم بازگو کردن یه حق دیگه اس که لبخند سهم زندگی همه هست در مصرع قبلی ذکر شده بعد سلاح جنگی ، آتش بس ( جنگ کافیه) و به همین دلیل در مصرع بعد میاد کابوس پر یعنی وقتی آتش بس باشه این اتفاق ها میافته صلح جهانی شد در مصرع بعد معنی میشه که انسان به انسان دست داد و از نفس افتاد افتاد باید به گذشته اشاره کنه چون قطع نامه قبلا نوشته شده دلیل اینکه میگم نقد باید علمی باشه یعنی نقد شما کمکی به بهبود اثر طرف مقابل بکنه نه اینکه از سراینده تقاضا داشته باشید چیزهایی برای راهنمایی شما در فهم یک اثر ساده بنویسه این نقد نیست پرسش و پاسخه که از حوصله ی سراینده ی اثر خارجه در نقد ایرادات قرین به صحت ذکر میشه نه هر چی من فکر می کنم در صورتی اثری رو نقد کنید که علم داشته باشید به ادبیات نقد اینهایی که شما هر بار مطرح می کنید فقط شبهات ذهن خودتون دوست عزیزم موفق باشی
      • سلام خانوم باقری .اینکه این کارتون کار نسبتا خوبیه(که من با چینش قشنگ اما بی مورد و بی اتفاق واژه ها در بعضی بندها موافق نیستم) شکی نیست. اما شاید بنده به ادبیات نقد عالم نباشم،که البته شاید و همیشه ام گفتم من کی باشم که نقد کنم،من نظر میدم درباره ی کار،شما حتما به این ادبیات عالمین که انصافا لطف میکنین که بیاین و راجع به کارام نظر بدین تا ما هم یاد بگیریم،اما نسبت به ادبیات پاسخ گویی شیرین جاهلین،چون اونی که چیزی بلده پشت یکی رو که چیزی رو میپرسه یا نمیدونه،با چوب لحن بد سرخ نمیکنه،با یه دل سبز جوابشو میده تا یاد بگیره. شاید من اشتباه کردم اما یقینا این لحن پاسخ فقط از شما برمیاد. ترانه آشپزخونه نیست که شما فک میکنین فقط باید ظرف و ظروف کلماتو تووش بچیننین،ترانه قالبیه که از حرف اضافه تا فعل کلماتش باید با پشتوانه ی شعری همراه باشه. بنده این طوری نمینویسم،پس ادعایی نمیکنم اما میشه چیز درست رو دونست وبه سمتش حرکت کرد تا یه روزه خووووب بش رسید. در آخر از به قول شما فرضیه ی نادرستم عذر خواهی میکنم و ترانتون رو در بعضی بند ها خووب میدونم،اما در کل نه خانوم جان نه،بیشتر به طرز برخوردت. موفق تر باشی خانوم جان.
      • عماد جان میدونم نیتت خیره و دوس داری با نقدات چیزایی که میدونی رو به دیگران انتقال بدی و ازشون چیز یاد بگیری. ولی اولویت اولت ناراحت نشدن کسی باشه که نقدش می کنی و اولویت بعدی یاد گرفتن و یاد دادن باشه. اولویت آخر آخر هم ناراحت نشدن خودت. اصلا خودت حق ناراحت شدن نداری. چون هم مردی هم منتقد. مرد منتقد باید دلش کلفت باشه و زبونش نرم. @};- @};- @};-
      • این حرفات رو چشم داداش،اما اون حرفا لازم بود نوشته شه ،نه بخاطر ناراحت شدن،از این چیزا اصلا ناراحت نمیشم،چون ناراحت کننده نیس،اما من حرف دلمو زدم و در پاسخ به خانوم باقری تمامی نکات بالا رو لازم دونستم که بگم.بازم ممنون آقا یاسر. @};- @};- @};- @};-
      • سلام من شرمنده ام اگه ادبیات نوشتاریم نتونست منظورم رو خوب به شما برسونه و ناراحتتون کردم من فقط منظورم این بود که اینگونه سوال ها وجواب ها از حوصله ی این سایت خارجه من هم مثل شما یه انسانم که مشغول کارم و اصلا مشغول آشپزی و شستن ظروف نیستم باز هم اگه طرز بیان من شما رو ناراحت کرد عذر می خوام
      • سلام ،اولا ناراحت نشدم چون حرف ناراحت کننده ای نبود،سوء تفاهم بود که با ناراحتی متفاوته. من هم نه اینکه شما عذر خواهی کردین بخوام یه کار کلیشه ای بکنم و عذر خواهی کنم،اگه حرف ناراحت کننده ای زدم عذر میخوام،من به شخصه خوشم میاد که صحبت و تبادل نظر بکنیم،اگه وقتش نیست حد اقل میشه با تشریف فرماییتون و نظر دادن پای کارای بنده ،من ازتون یاد بگیرم.مثه قضیه ی سکته،که بهم یاد دادین و من ازتون ممنونم. بازم ممنون. یاحق.
  • "ای همصدا با من بخوان ، اینبار محکم تر لعنت به جنگ، لعنت به بمباران به ویرانی لعنت به سلب حسِّ آرامش از آدم ها لعنت به هر اعلان مرگ ضد انسانی" =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> بسیار زیبا و هنرمندانه
  • درود بر احساس پاکتون پایدار باشید @};-
  • سلام شبنم جان واقعا عالي بود بند بند كارت رو دوست داشتم و از خوندم هر بند لذت مي برم ممنون بانو لايك تقديمت =D> =D> =D> =D>
    • "ای همصدا با من بخوان ، اینبار محکم تر لعنت به جنگ، لعنت به بمباران، به ویرانی لعنت به سلب حسِّ آرامش از آدم ها لعنت به هر اعلان مرگ ضد انسانی" =D> =D> =D> =D>
      • خمپاره ، موشک ، مین ، وحشت ، ترس /آتش بس دلشوره پَر ، کابووس پَر، صلح ِجهانی شد انسان به انسان دست دادو از نفس اُفتاد قطع نامه ای که نقض ِ حکم مهربانی شد =D> =D> =D> =D>
      • سپاس
    • متشکرم امیدوارم لایق محبت شما باشم
  • سلام خیلی زیبا بود هم موضوع و هم ترانه @};- @};- @};- خمپاره ، موشک ، مین ، وحشت ، ترس /آتش بس دلشوره پَر ، کابووس پَر، صلح ِجهانی شد انسان به انسان دست دادو از نفس اُفتاد قطع نامه ای که نقض ِ حکم مهربانی شد =D> =D> =D> =D>
  • سلام دوست عزیییز بسیار عالی سرودی @};- "ای همصدا با من بخوان ، اینبار محکم تر لعنت به جنگ، لعنت به بمباران، به ویرانی لعنت به سلب حسِّ آرامش از آدم ها لعنت به هر اعلان مرگ ضد انسانی =D> =D> =D> لایک @};- =D>
  • زیبا بود دوست من تبریک @};-
  • سلام شبنم عزیزم لایک تقدیمت دوست داشتم ترانه اتو =D> =D> =D> =D>
  • عالی بود شبنم جان =D> =D> لایک @};- @};-
  • فرقی نداره هرکجای این زمین باشی خورشید در هر آسمون با عشق می تابه شب سهم آرامش به هر رویا میده وقتی توو خونه هر بچّه بدون ِ دغدغه خوابه =D> =D> =D> پسندیدم.زیبا بود. @};- @};- :-)
  • وقتش رسیده ، مادرا کابووسُ بر دارن از خواب هائیکه پُر از تشویش و آتیشه @};- خیلی زیبا و دلنشین بود دوست داشتم ترانه رو ممنون از ترانه @};- می پسندم @};-
  • @};- @};- @};-
  • درورد بانو شبنم لایک 1 خدمت شما @};- @};- @};-