مادر بزرگ

تو خونه مادر بزرگ یه عالمه محبته// وجود اون برای من یه نعمته یه نعمته
چادر نماز گل گلیش پر از گل رشادته// شنیدن صدای اون برای من یه عادته
بقچه سرخ ومخملیش پر ازخیر وسعادته//دیدن و بوسیدن اون برای من عبادته
چار قدشوتا می کنم/گیوه هاشو پا میکنم
اون قاب عکس کهنه شو/ رو طاقچه مون جا می کنم
جا نمازه سفیدشو/ با بوسه ای وا می کنم
رو نیمکته کنار حوض
قلیونشو چاق می کنم/ چایی براش داغ می کنم
ماهی سرخ توی حوض / بالا و پایین می پره
امروز مادر بزرگ می خواد /منو زیارت ببره
می خوام برم سقا خونه/ یه بسته شمع روشن کنم
برای خوشحالی اون/ رخت عروسی تن کنم
مادر بزرگ قصه بگو/ قصه بی غصه بگو
صدای لا لایی تو/ همیشه تو گوش منه
دست نوازشگر تو/ همیشه رو دوش منه
کینه ای در دل نداری/ با کسی مشگل نداری
حرفای تو حکایته/ قشنگ وبی شکایته
عطر گل اقاقیا/ تورو بیادم میاره/باعطر ویاد تو می رم/ به کوچه باغ خاطره
یه شاخه اقاقیا /از روی دیوار می چینم/ گلها رو پرپر می کنم/اشکو تو چشمات می بینم
صورت نورانی تو / کعبه آمال منه/ این همه لطف بیکران/ مال منه مال منه
تو دستای مهربونت/ صفا داری وفا داری/مادر بزرگ خوب من / یه قلب بی ریا داری
دستامو تو دستات بگیر/ بخاطر غربت من/ پیشم بمون هر گز نمیر

از این نویسنده بیشتر بخوانید: