آغوش اجباری

تموم دلخوشی هامو تو چشمای تو میدیدم
مثل میوه ممنونه تورو از شاخه ها چیدم
ولی بازم تو بد کردی منو این جارها کردی
ببین صدامو میلرزه ببین با من چه ها کردی
ببین از سر دلتنگی چقد لبریز احساسم
تو کاری با دلم کردی خودم رو هم نمی شناسم
پراز احساس دلشوره پرخواهش پرتردید
چه ها کردم ولی قلبت صدای قلبمونشنید
همش بادفتر شعرم شبا تاصبح بیدارم
به جای سهمم از عشقت فقط یه نقطه میزارم
ازاین مرزی که بین ماست از این دیوار بیزارم
ازاین که پیشمی اما محبت هاتوکم دارم
من از عشق تو میسوزم ولی اما تو بیرحمی
کنارم هستی اما ندارم از تو من سهمی
برو عشقم خداحافظ برو شاید که حق داری
نمیشه عشق و باور کرد تو آغوش اجباری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: