خرافه

قبله ی کدوم نمازی
سمت تو وضو بگیرم
توی بت خونه ی قلبت
قربونی بشم بمیرم

تو رو هر روز می پرستم
که فراموشت نباشم
قده یک لحظه عبادت
توی آغوش تو جا شم

عمری پای تو نشستم
واسه من خدا نمیشی
تو خرافات من هستی
از دلم جدا نمیشی

توی سجاده ی این عشق
نقشی از خدا نمونده
این فقط کفر خودت بود
منو تا کجا کشونده

چرا این گناه بمونه
روی دوش من هنوزم
که توو دوزخ تن تو
تا قیامت من بسوزم

من که بنده ی تو بودم
به دلم عذاب دادی
مثه یک تابوت خالی
تنمو به آب دادی.

(بابک زمانی)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: