تاریکی

چشمای تو دروغ میگن .. ازت چیزی نمیدونم
تو میتونی ازم رد شی .. ولی منکه نمیتونم

یه عمری تو دلم ساختم .. با یادت عشق پوشالی
تو دستاتو به کی دادی .. که شد دستای من خالی

منم من اونکه داغونه
ازم مونده ی ویرونه
تویی تو قاتل این حس
تو ک رفتی از این خونه

منه دیوونه شب هامو .. با این تاریکی بیدارم
بیا برگرد ک بدجوری .. از این تاریکی بیزارم

ی دردایی رو من دیدم .. که از احساس سیرم کرد
نمونده واسه عشق جایی .. همین احساس پیرم کرد.

دوستان خوشحال میشم نظرات همتونو بدونم ، اما قبلش باید بدونید من ۱۹ سالمه و این اولین ترانه ای هست که نوشتم ، اما عاشق نوشتنم و هیچوقت دنبال شهرت نیستم ، هدفم از حضور تو این سایت، بودن تو جمع شماهاست و استفاده کردن از تجربیاتتون ، یا علی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: