فرصت

چشمای من غرور نداشت/هرچی که خواست بهش دادم
تصویر تو از دیدنم/انگار اونو اروم میکرد
ذهنم همش مشغول بود/درگیر تصویر نگات
قلب ولی اروم نبود/تسلیم تصمیمش نشد
خواستم بیام دنبال تو/ولی خیلی زود دیر شد
اخر این قصه فقط/حسرت نصیب من شد
بیا یه بار دیگه /اون لبخندو بهم بده
همون نگاه عمیقو/دوباره تحویلم بده
بذار فقط یک خاطره/از تو باشه تو ذهن من
تا این شبای تکراری رو/خودم یجور عوض کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: