سردار (احساسی مشترک از من و بانو نازنین دهقانی)

سلام
این دومین همکاری مشترک من با بانو دهقانی هستش در حمایت از مردم غزه

سخته که هرشب رو سر رویات
دیوار خونت داره میریزه
خوابت کلنجار میره با چشمات
از جنگ و از درگیری لبریزه

بچت جلو چشم تو پر پر شد
خاکت شده با رنگ خون یک دس(ت)
اما نباید کم بیاری….نه
وایسا…غرور تو هنوز زندس

گرگا هجوم آوردن اما تو
شیر باش ؛ زخماتو فراموش کن
آتیش ظلم بیداد کرد اما
با خون سرخت اونو خاموش کن

سیلی بزن تو گوش استکبار
تبعیضو از روی زمین بردار
سنگ روبه روی بمب و خمپاره
ما پشتتیم تنها نرو سردار

سنگت رو بردار د علم کن تا
حقو به این گرگا بفهمونی
ظلم تا ابد باقی نمیمونه
باید که دنیارو بلرزونی

فردای تو لبریزه از ترکش
آخ . . . بوی باروت میده آیندت
رویاتو کشتن اما مخکم باش
شهرت یه روز میخنده با خندت
+++++++++++++++++
پ.ن: بیشترین زحمت رو خانوم دهقانی کشیدن و فک کنم من فقط زحمت تایپ کردنش رو کشیدم
ایشالا روزی برسه که واژه جنگ یک مفهوم انتزاعی باشه
یا علی
مراقب خوبیاتون باشید

از این نویسنده بیشتر بخوانید: