دلیل

دلیلش فقط شونه های تو بود
اگه سقفی هنوزم رو سر ماست
چه رؤیاهایی ساختی توو بیابون
که امروز من اتاقم رو به دریاست

دلیلش فقط اشک های تو بود
که دریا توی خشکسالی نخشکید
بدون تو لب دریا ترک خورد
تو تنها سایه بونی رو به خورشید

برای لمس احساس تو بود که
نهنگا سمت ساحل بی مسیرن
دلیلش تو هستی که پروانه ها
توو قطحی هم از این خونه نمیرن

دلیل نبض این ساعت تو هستی
بدون تو این سال نوروزی نداره
تویی تنها دلیل امروز و فردا
که هیچ تقویمی دیروزی نداره

ببین با تو دوباره زنده میشم
داره خون برمیگرده باز به رگ هام
تویی تنها دلیل زنده موندن
تویی مرهم واسه زخم و ترک هام.

(بابک زمانی)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: