مسیر اشتباهی

مسیر و اشتباه رفتی میدونم
یه روزی برمی گردی سمته خونه
چقد مشتاقِ دیدارِ تو هستم !؟
چقد دلتنگمی؟ خدا میدونه

گاهی از فرطه دلتنگی عزیزم
با گریه راه میرم تویه خونه
تصور می کنم یکی شبیهت
توو خونه هست و باهام مهربونه

یه وقتایی واسم از عشق میگه
یه وقتایی سرش رو شونه هامه
با همه غیرِ من غریبه هست و
یه جورایی دلیلِ خنده هامه

یه وقتایی میاد آروم کنارم
یه وقتایی با احساسم عجینه
بعیده دیگه هیچکسی بتونه
که این اندازه توو قلبم بشینه
///////
یادم میره که یه عمره تو دیگه
صدایِ خنده هات نیسته توو خونه
با یادت زندگی کردم همیشه
با یادت زندگی کردن جنونه

به یادت بودم و هستم همیشه
ولی تنهاییام منحل نمیشه
ببین آرامشه روزایِ دورم
ترک خورده دقیقا مثه شیشه

به بودنِ تو محتاجم عزیزم
میخوام مرهمی باشی واسه دردم
دیگه بسه واسمون این جدایی
همه تنهاییارو دوره کردم

به بودنِ تو محتاجم عزیزم
مگه چقد میشه تصورت کرد؟
بهت وابسته بود چشمایِ کورم
دارم می میرم از تنهایی برگرد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: