مرگ رویاهای من

سلام کار دومم رو تو آکادمی خدمتتون عرضه میکنم
که البته قدیمی تر هست و برمیگرده به روزای ناشیگریم
پیشاپیش ممنونم که میخونید.

من به یه اشاره بندم.به نگاه عاشقانه
به یه رویای قدیمی.یا یه بغض شاعرانه

تو شکستی قلبمو باز.ولی حیف من که همونم
چقده سخته بدونم. تو میخوای بی تو بمونم

منت عشقت همیشه رو سرم سنگینی داره
جسم سردت چشه.بازم به نداشته هاش مینازه

تو یه بغضی که نباشی دل من گریه اش میگیره
تو.توو رویا خیلی خوبی ولی رویا زود میمیره

تو یه اتفاق سردی تو یه کوه پر دردی
نگو که اتیش میگیرم نگو که مگه چه کردی

تو مثه(مثله)گلا (گلها)قشنگی مثه بارون ابی رنگی
ولی حیف دروغ محضی مثه پاییز خیلی سردی

تو شبیه اسمونی همیشه با منی انگار
ولی ابرای سیاهت میشکنه قلبمو هر بار

تو یه حسه اشنایی توو شبای بی قراری
تسلیت قلبه صبورم تو دیگه اونو نداری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: