با من قــــــــــــــدم بزن …!

امشب قدم بزن هم پای اشک من …
هم پای اشک من با من قدم بزن …
همراه اشک من ، همراه درد تو …
من موندمُ غمت، دریای شعر نو…
نزدیک رفتنت ، نزدیک مُردنم…
از سردی تنم ،حرفی نمی زنم …
با هر قدم که من با گریه می زنم …
از خاطراتمون من دل نمی کَنم …
تو این پیاده رو ، دلگیر و خسته ام …
دلگیر از این غروب، درگیر دردُ غم …
با من قدم بزن با من که بی کَسم…
با من که میرمُ هرگز نمی رسم…
با من که رفتنم همراه گریه بود …
من بودمُ خودم،جز من کسی نبود …
من بودمُ شبم ، من بودمُ غمم …
آهنگ عشق تو هر لحظه رو لبم …
من موندمُ غمت ، رویای بودنت …
اشکای هر شبم ، زخمای هر شبت …

از این نویسنده بیشتر بخوانید: