قسمتِ بی حکمت

یه عده می گن قسمتِ
که پیش من نباشی
یکی می گه این حکمتِ
توو غصه ها رها شی

یه عده می گن دستتو
نمی تونم بگیرم
آخه خدا بدش میاد
که توو هوس اسیرم

ولی اونا نمی دونن
خدا خودش قراره
قشنگترین بوسه هاشو
توو دلمون بکاره

نمی تونن ببینن و
اسم هوس میارن
می خوان که بین عاشقا
قانون و سد بذارن

می خوان که یادمون بره
پشت و پناهی داریم
میونِ این قوم ستم
قلب خدایی داریم

خدای ما خدای عشق
خدایِ رقص و خندس
می شکنه شیشه ی غم و
عاشق هرچی بندَس

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی امير طاهرزاده

از سن 12 سالگي شروع به گفتن غزل و دو بيتي كردم . در سن 16 سالگي حس و علاقه ي خود را در ترانه يافته و شروع به ترانه سُرايي كردم... تا كنون كه 27 سال سن دارم با هنرمنداني مثل مهدي نيكخواه ( آلبوم درد مشترك ) ، علي عمادي و پژمان رستمي كار كرده ام . سبك مورد علاقه ي من پاپ و خواننده ي مورد علاقه م ، سلطان مشكي پوشان \" رضا صادقي \" بزرگوار و تكرار نشدني است .