کوچه

کاش مثل تموم آدمها
زندگی بی تو هم به سر می شد
کاش چشمای تو فقط یک بار
واسه قلب شکسته ، تر می شد

رفتی دنبال تو دویدم تا
التماست کنم بگم برگرد
چین پایین دامنم هرچی …
برگ تو کوچه بود جارو کرد

پنجره شاهد شکستم بود
از ته دل خدا خدا کردم
عاشقانه به گریه افتادم
عاشقانه تو رو صدا کردم

داشتی دور می شدی و من
احتیاجم عمیق ترمی شد
هر قدم می گذشتی و غصه
با وجودم رفیق تر می شد

دنیایی رو که از تو پر کردم
دورم انگار داشت می چرخید
چشمای آرزوم سیاهی رفت
تو دلم تکه تکه شد امید

جرأتم خیلی کمتر از اونه
که برم بی تو سمت این خونه
تا نگیره فضاش عطرت رو
در این خونه باز می مونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: