ثانیه های مرگ آور

یسم الحق
سلام.کار قبلیم مال چهار ماه پیش بود.این یکی مال یک ماه و نیم پیش.

ثانیه ها برام شکل شمشیرن
که من با اون ها قطعه قطعه میشم
مرگ کجاس بیاد بگه منی که
توو فکرشم کجای زندگیشم
مرگ باید دست منو بگیره
تو ساعتایی که بی تو میگذرن
ثانیه ها حکم مرگم و دارن
موقعی که نیستی تو پیش من
من جای خالیتو تووی زندگیم
با مرگ پر میکنم از سیاهی
ثانیه ها به سمت نیستی وقتی
نیستی پیشم میکنن منو راهی
ثانیه ها با تیک تاکاشون بهم
گفتن میای،دروغ بود،شکستم!
قاب عکس مرگ و به دیوار زدم
منتظر اومدن تو هستم!
«ثانیه ها مرگ آورن واسه من
ثانیه ها چرخه ی دردن برام
ثانیه ها میرن ولی غم میاد
میشینه روبروم تووی لحظه هام »

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام عماد عزیز و گرامی ترانت احساس قشنگی داشت و همچنین تعابیذ قشنگی مث تشبیه ثانیه به شمشیر و قطعه قطعه شدن توسط ثانیه ها که خوب ملموس بود برای من... اما کمی دچار سردرگمی برای جور دراومدن قافیه شدی و اصل موضوع رو از دست دادی و جابجایی ارکان به شدت یکی دوجا بود که اصلا جمله سازیت از نظر دستوری اشتباه و از نظر مفهومی گنگ بود مث این بند من جای خالیتو تووی زندگیم با مرگ پر میکنم از سیاهی ثانیه ها به سمت نیستی وقتی نیستی پیشم میکنن منو راهی»»»» صورت درست این جمله این باید باشه ثانیه ها منو به سمت نیستی راهی میکنن وقتی تو نیستی ...مطمئنم خودت هم متوجه شدی به اجبار وزن و قافیه ناگزیر از نوشتن این شکلی بودی به هر حال این اولین ترانت بود و خیلی خوب بود واقعا برای اولین خیلی خوبه واینا رو گفتم چون اصلاحش خیلی راحته ...و راحت میتونی با جایگزینی چند کلمه دیگه ازین مشکل خلاص شی... اما بطور کلی با وزن وقافیه و تصویر سازی بکر آشنا هستی و ذوق و قریحه شهم که داری واین خیلی خیلی خوبه فقط کمی وقت و دقت لازم داری تا ترانت بهترین باشه بدون هیچ ایرادی انشالا براتون بهترین ها رو آرزومندم @};- @};-
    • زیبا ترین نقدها رو می نویسن خانم غلامی. ممنون ازشون. @};- @};- @};-
    • سلام.ممنون از نظر های نافذتون.البته این اولین کاریه که اینجا ارائه میدم وگرنه خوب چند وقتی میشه که مینویسم و به قول معروف سر کاغذ رو درد میارم و قلم رو خسته میکنم.اینو لازم دیدم که گفتم. بازم خیلی ممنون که پای کارم حضور پیدا کردین. دقت بیشتری و بهتری رو (مخصوصا اونایی که شما بهش اشاره کردین) در کارهام لحاظ میکنم،تا در کارهام پیشرفت کنم انشا الله. منم براتون بهترین هارو آرزومندم. @};- @};- :-)
  • سلام... به عنوان کار اولی که ازتون میخونم بد نبود . فقط فکر میکنم تو این کار اسیر قافیه ها شدید و وزن رو به کل فراموش کردید.. سعی کنید همیشه وزن و آهنگ رو درکنار قافیه ها داشته باشید..به علاوه تعابیر و توصیفاتی که به اثر رنگ و شکل میبخشه. و اینکه طوری شروع کارتون رو ترتیب بدین که مخاطب را تا پای کار همراهی کنه،ضمن اینکه پایان کار هم رضایت مخاطب رو جلب کنه . موفق باشید و قلمتون پربار @};-
    • ممنون که به من سر زدید.ولی فک کنم کارم وزن داشت. نظر شما بالای سر من جا داره،و بازم ممنون از وقتی که گذاشتین. شماهم موفق باشید و پر از شاعرانه ها هم در زندگی و هم در نویسندگی. @};-
  • سلام عماد جان احساس كارت خوب بود منتظر كاراي بهترت هستم
  • فک میکنم اگه یکم ویرایشش کنی بهتر و روون تر میشه :-) @};- موفق باشی
  • درووووود آقای توانای عزیز چرا این وزن؟؟؟ راستش من حس کردم دارم یه متن میخونم تا یه ترانه :-? راستی پس کو ترانه ایی که مال 4ماه پیش بود؟؟ :-? منتظر خوندن بهترین ها از شما هستم @};- @};- @};- @};-
    • سلام.ممنون که به من سر زدین همکار.نکته ی جالبی در مورد وزنش گفتین. من نمیدونستم دو تا کار با هم آپ نمیشه .ایندفعه این کارم اومد.دفعه ی بعد هم منتظر نمیمونم تا اوون کاری که ویرایش کردم آپ بشه،دوباره میفرستمش. me too. @};- @};- @};- @};-
  • سلام. میتونست از این بهتر بشه @};- @};-
  • سلام دوست خوبم جسارتمو ببخش اما حس میکنم کمی دچار جبر قافیه بودی یعنی بیشتر فکر و ذهنت رفته بود به سمت جور کردن قافیه ها. ببخشید اگه برداشت اشتباهی داشتم @};-
    • سلام آقا صالح.جسارت یعنی چی داداش.کار من در تو این حس رو به وجود اورد،تو هم اینو به عنوان یه مخاطب بهم گفتی تا یادم باشه ،پس لطف کردی دمت گرم.بازم به ما سر بزن چون من پای بعضی از کارا که رفتم نظرای نافذت رو دیدم،خوشحالم میکنی اگه بازم به ما سر بزنی. @};- یا حق.
  • @};- @};- @};- @};- سلام دوست عزیز میتونستی بهترم باشی فقط نیاز به مطالعه و تمرین داری