یه چند تا شعر دلتنگی…

تمومِ جاده های شهر صدای پامو می شناسن
یه چند تا شعرِ دلتنگی برام هر لحظه می سازن
یه حرفی توو دلِ من موند بگم حسی بِهت دارم
واسه حرفای ناگفته به این دل من بدهکارم
توو هرجایی که من بودم نگاهم سَمتِ تو بوده
دلیلِ زندگیِ من چِشای مَستِ تو بوده
همه احساسِ من این بود که بِت حالی کنم هستم
بگم عاشق تر از پیشم بِزار دستاتو توو دستم
من و شعرای دلتنگی من و شب دورِ هم با غم
فقط بارون و کم داریم شدیم همدم برای هم
پِیِ دستات می گردم مِثه دیوونه ها مجنون
تو رو جونِ منِ عاشق به آغوشت برم گردون
برم گردون به روزایی که توو رویام می بینم
که اینجا پیشِ من هستی تو رو توو خواب می بینم
اگر چه خوابتم خوبه یه عالم از تو کم دارم
کنا رِ این خیابونا یه دنیا بی تو غم دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

800
۲۸