همین امشب

برای حضورم کنار دلت
تموم وجودم پر خواهش
می خوام توی آغوش تو گم بشم
کمک کن همونی که می خوام بشه

دیگه خستم از تاریکی دلم
می خوام آسمون تو دلم جا بشه
می خوام هر چی رویا دارم تو دلم
همش توی دست تو معنا بشه

بیا غرق من شو همین امشب و
بزار تو هوایت تنفس کنم
چقد خوبه گرمای لب های تو
اگه رو تن خسته ام حس کنم

بزار باورم شه که دستای تو
شفا بخش زخمای وا موندمه
بزار باورم شه اگه اینجایی
همش از دعایی که می خوندمه

به فردا امیدی نداره دلم
بیا امشب و رو تنم گل بکن
می دونم که سخته ، برای خدا
یه مقدار دیگه تحمل بکن

من آینده رو بی خیالش شدم
بریز عطر خوبت تو این لحظه هام
ببین بعد از این هر چی می خواد بشه
فقط امشب و زندگی کن باهام

تو این شب های عزیز از همه دوستان التماس دعا دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مجید صادقی

رویایمان خوابیده و شب داخل تخت است...هر کس که بیدار است میداند که بدبخت است...سر را به دیواری که اصلا نیست میکوبم...فهمیدن این دردهای لعنتی است سخت است کانال تلگرام من خوشحال میشم سر بزنید https://t.me/majidsadeghi239