قصه ی عشق

قصه ی عشق..
دل به رویا ها سپردن
رفتن اما نرسیدن
دل به دریاها سپردن
عاشقا همیشه مردن
عشق یه حرف نا تمومه
اه یک خنده ی تلخه
که یه سال تو گلومه
واسه من چشات عزیزم
یه ستاره ی سفیده
که روی لبای خشکش
قطره قطره خون چکیده
واسه من چشات همیشه
قد دنیا معنی داره
قلب بی روح تو اما
جنس سنگ و جنس شیشه
دل به رویا ها سپردن
یک سکوت, بغض و فریاد
عاشقا همیشه مردن
دل دادن به سوزش باد
اما من به زخم دنیا
دیگه دیگه تن نمیدم
واسه ی تنها شدن هم
دیگه گریه سر نمیدم
سنگ شدن مثل یه دیوار
میونه غبار کینه
عاشقا همیشه مردن
قصه ی یه عشق همینه.. بهاره اصغری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: