زیر بارون

اسیر گریه میشم زیربارون
بیا اشکای این مردو بپوشون
بیا دستامو اینبارم بگیرو
کنارم باش تو سرمای زمستون

نذار قلب منو غصه بگیره
نذار که عاشقت تنها بمیره
میدونی خاطرات زیر بارون
دیگه از ذهن من بیرون نمیره

چقدر سخته زیر بارون جدایی
نگو با این جدایی هم صدایی
تو رفتی بی هوا و بی نشونه
تو رفتی و نمیدونم کجایی

نمیدونی هنوز فکرت باهامه
چقدر بغض غریبی تو صدامه
کنار خستگیهای من و تو
به آخر میرسه حرفای نامه

………………………………………………
پا نوشت : روی ملودی نوشته شده …

از این نویسنده بیشتر بخوانید: