چشماتو می بندی…

چشماتو می بندی جهانم خواب می ره،
صبح من از چشمای تو آغاز میشه،
خاکی ترین موجود روی این زمین هم،
با اولین پلک های تو پرواز میشه،

دستامو میگیری و من نابود میشم،
تو مث خورشیدی و من یه قطره آبم،
موهاتو تا وا می کنی سر می رم از عشق،
چشمات باید بسته شن تا من بخوابم،

تا توو خودت می ری جهانم حبس می شه،
مجرم ترین زندانی این عشق می شم،
پاییز می شی تا جهانم زرد باشه،
بارون ترین پاییزی این فصل می شم،

دستاتو می گیری ازم، خودخواه میشی،
دنیامو قسمت می کنی با هر کی اینجاست،
این بازیو یه عمر با من کرده بودی،
چشماتو بستی روی من،دنیات فرداست..

چشماتو می بندی به روم از حال می رم،
تو تا خدا می ری منم وابسته می شم،
این زخم خوردن عادت هر روز من بود،
از خاک بودن توو زمین ات خسته می شم،

بارون و می گیری و از چشمام می ری،
سیگارو روشن می کنی با داغ لب هات،
پاییز داره می گذره… بارون! برگرد،
یه شهر می ترکه لباش از فکر شب هات…

محسن رمضانی
۹۱/۸/۲۵

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • مرسی بابت حضورتون
  • یاد ترانه داریوش افتادم تصویر رویا شب از مهتاب سر میره تموم ماه تو آبه شبیه شکل یک رویا تو خوابیدی جهان خوابه :S
  • فصل و عشق همینطور که گفته شده همقافیه نیستن و روی ملودی هم نمیتونم خوب خونده بشن میتونی رووش کار کنی با لذت خوندمت
  • سپاس از همه ی دوستان موفق باشید
  • سلام از خوانش ترانه ی زیباتون لذت بردم @};- @};-
  • خیلی زیبا بود دوست داشتم کارتو دوست عزیز :-)
  • دستامو میگیری و من نابود میشم، تو مث خورشیدی و من یه قطره آبم، موهاتو تا وا می کنی سر می رم از عشق، چشمات باید بسته شن تا من بخوابم، احساس قشنگی داشت لایک @};-
  • ممنون از شما دوستان عزیز. از لطف همتون. این کارو بسیار دوس داشتم خودم. سپاس ازتون. در جواب به آقای ابطحی عزیز باید بگم که درست فرمودید و اون پاره نقص در قافیه داره. اما یه چیزی که هست و من بش اعتقاد هم دارم و فکر کنم جواب هم داده و خواهد داد اینه که از دید شاعر وقتی نگاه کنید؛ من نمیتونم از یه کلمه استفاده کنم که کاملا هم وزن عشق باشه اما نامربوط.سعی میشه از وازه ی دیگه ی مربوط تر و بهتر استفاده شه اما این نقص توی ملودی پوشونده شه که خواهد شد. کمااینکه توی بهترین آثار بهترین ترانه سراهای کشورمون هم چنین نقص هایی دیده میشه. سپاس از توجهت عزیز
  • مرسی محسن!یه کار تصویری در وزن سنگین! آمیزه ای از احساس و دغدغه های شخصی با طبیعتگرایی! دوس داشتم و تا قطره ی آخر بارون با هات همقدم شدم..ترانه ی جووندار و پرازشاعرانگی و تعابیر متفاوت. سه رز صورتی @};- @};- @};-
  • تا توو خودت می ری جهانم حبس می شه، مجرم ترین زندانی این عشق می شم، پاییز می شی تا جهانم زرد باشه، بارون ترین پاییزی این فصل می شم، قافیه؟ :-? شادزی
  • شبیه یه ترانه ای بودا ..... :-? ولی یادم نمیاد ;)) خیلی زیبا بودو عاشقانه ی دلنشینی بود ، لایکید @};- @};-