سیگارُ از من بیشتر میخوای…

گاهی به این فک می کنم هرشب
چن تا مث من توی این شهره؟
بی خواب، تــو آغوش تختی که
با بوی تند عطر تو قهره

این خونته، تو زندگی داری
امّا فراموشت شده دیگه
دلتنگ روزای خوش قبلم
اینو بجز من، خونه هم میگه

سیگارُ از من بیشتر می خوای
بی من که نه، بی اون می میری
من زیر بارون دوش می گیرم
تو رو تراسی، دود می گیری

هر روز توی دود غرقی و…
فانوس راهت، نور کبریته
حتّی الانم که یکم خوبی
تاثیر سیگارای قبلیته

شاید اگه خوش خُلق تر بودی
من بدتر از این، جای تو بودم
آخه منم تا یادمه بدجور
معتاد لبخندای تو بودم

کاری نکن بدتر شه این اوضاع
آخه هنوزم واسه من خاصی
من روی احساس تو حسّاسم
تو روی سیگارات وسواسی…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: