استکانم رو پر کنین امشب

تو دلم حرف های تکراری تو سرم درد کهنه ای دارم
مست می شم تو خیالاتم من از این حالِ مستی بی زارم

استکانا رو پشتِ هم رفتن ، استکانا رو روی هم چیدن
فکر کردن به زندگی یا نه . . . فکر کردن به ریلِ راه آهن

من سرم سوت میکشه هرشب . . . تو دلم کوپه های بی خوابی
من توو کابوسِ بی تو بودن و تو . . . توی آغوشِ دیگه ای خوابی . . .

رویِ ریلِ قطار می خوابم مست و بی اختیار می خندم
تو قطاری که رد میشه ، من ولی چشم می بندم –

– تا نبینم عبور کردنتو ، جای خالیتو توی این دنیام
استکانم رو پر کنین امشب من یه مستیِ بیشتر می خوام

مست و پاتیل رویِ ریلِ قطار منتظر واسه ی عبورِ ترن
تیترِ روزنامه های فردا شد : خودکشی رویِ ریلِ راه آهن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: