وقتی که چشامو میبستم

دیگه سادگی تو چشمای تو نیست
قلب تو سخت تر از سنگ شده
آلبوم عکسای تو خاطره و
بغض عاشقونم آهنگ شده

تو رو هر جا که برم میبینم
اسم تو ذهن منو پر کرده
دیگه خسته شده قلبم از بس
خودشو بی تو تصور کرده

وقتی که چشامو میبستم تا
تو رو باز کنارم احساس کنم
نتونستم دری از ذهن خودم
روی آرامش تو باز کنم

*******************************
بغض من گرفته اما دیگه
گریه کردن واسه من راحت نیست
قلب من عاشق بارونه آخه
حس من از سر یک عادت نیست

میشه بازم اینو احساسش کرد
که دیگه برنمیگردی پیشم
باورم نمیشه تنهام اما
زیر بارون دارم عاشق میشم

وقتی که چشامو میبستم تا
و رو باز کنارم احساس کنم
نتونستم دری از ذهن خودم
روی آرامش تو باز کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • عالی بود @};-
  • زیبا بود @};-
  • سلام زیبا بود پسندیدم3 @};- @};-
  • زیبا بود. @};- @};-
  • عالی بود @};- @};- درود بر تو =D> =D> =D> لایک2 @};- @};-
  • سلام بهنام جان كار خوب و زيبايي بود مرسي =D> =D> =D>
  • ترانه خوبی بود موفق باشید @};- @};- @};- @};- =D>
  • سلام دوست هم ترانه ترانه ی احساسی خوبی بود . چیزی که توی ترانه های اکثر ترانه سراها می بینم عدم رعایت وزن و ریتم هستش شما با جا به جا کردن ارکان یک جمله می تونید یک ریتم زیبا به اون ببخشید و آهنگساز هم می تونه خیلی راحت به کار شما ملودی بده و طبعا خواننده هم بهتر می تونه کار رو اجرا کنه میشه بازم اینو احساسش کرد که دیگه برنمیگردی پیشم باورم نمیشه تنهام اما زیر بارون دارم عاشق میشم که دیگه بر نمی گردی .... تمام این بیت رو خیلی سریع بخونید و می بینید در اون قسمت ناخداگاه باید مکث کنید و به قول معروف سکته ای در این قسمت هست اگه پیشنهاد کنم این کار رو ویرایش کنید حتما متوجه منظورم نیم شید پس با اجازه این یک مصرع رو من ویرایش می کنم میشه بازم اینو احساسش کرد که تو هرگز نمی مونی پیشم که تو دیگه نمی یایی پیشم بر نمی گردی بمونی پیشم امیدوارم جسارت بنده رو ببخشید یا علی♪
    • آقای لنواز اگرچه وزن خیلی مهمه اما زیاد موافق جابه جایی ارکان نیستم البته اگر خوب بشینه تو ترانه مشکلی نیست :-)
    • سلام و واقعا ممنون بایت راهنمایی تون ..... ضمنا راهنمایی , نقد و اشکال گیری برای بهتر کردن نوشته های هم دیگه یک نوع لطفه و مطمئنا جسارت نیست ..... پس ممنون از نقدی که کردین .... اما نقدی که کردین خیلی برام جالب بود .... بله اینکه تو این قسمت از ترانه به قول شما سکته اتفاق می افته رو قبول دارم ولی شاید بهتر بود که من انتهای ترانه مینوشتم که ترانه روی ملودی نوشته شده .... شما نوشتین اشکال خیلی از ترانه نویسا اینه که به وزن وریتم اهمیتی نمیدن .... نمیدونم شاید به نظر شما این ترانه توی بعضی قسمتها از ریتم خارج شده و به وزن هم دقتی نشده ... اما به نظر من اینطور نیست .... چون که این ترانه کاملا روی یه ملودی خاص ذهنی ساخته شده .... شما بهتر میدونید ترانه هایی که روی ملودی نوشته میشن ممکنه خیلیاشون اون طور که باید وشاید روی کاغذ درست خونده نشن ..... اشکالی که تو این ترانه هم به وجود اومد .... بله نظر شما رو قبول دارم که باید به وزن و قافیه و ملودی اهمیت داده بشه ولی نکته مهم اینه که من تو این ترانه سعی کردم به همه این مسایل دقت کنم ..... امیدوارم توضیحاتی که دادم منطقی بوده باشه ..... خلاصه مطلب اینکه ممنون از دقت نظری که داشتین و ممنون از راهنمایی خوبتون ... @};- @};- @};-