میرم

منم و یک سکوت ممتد
رسیدن به ته بن بست
منمو حسرت دیدار
تکیه به سردیه دیوار
ریزش اشکا رو گونم
تو میگی خدا نگهدار
تو چرا نموندی پیشم
مگه تو نمیدونستی
که من عشقو تو چشات دیدم
همه از تو به من میگن
نمیدونن من از عشق سیرم
اگه تو دیگه برنگردی
من زیر این حجم تنهاییا
به یجای دور میرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: