رویای تو….

رویای تو دنیامو عاشق کرد
یک خواب شیرین تووی بیداری
یک اتفاق تازه و ملموس
توو گیجی دوران پرگاری!

هم اتفاقی با شب و سایه
تاریکیه روزامو پوشوندی
من مطمئنم دریا پا میداد
یک لحظه ام اینجا نمیموندی!

دیشب خیال سرد احساسم
توو گرمیه آغوش تو تب داشت
آرامشم با تو مثه ساعت
یک رونق خیلی مرتب داشت!

دستای تو این حالو قسمت کرد
بین من و دلتنگی خونه
حالا کنار هردوی ما عشق
به یه شروع تازه مهمونه!

تو خوش ترین اوقات یه شعری
وقتی که واژه سر به رااا میشه
وقتی که خلق تنگ طبع من
با دیدن روی تو وااا میشه!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: