آب

عشق تو مثل آب بود آبی که مونده تو گلوم
من خفه می شم می میرم تو دیگه نیستی روبروم
توی یه لیوان دیگه دست کسی می بینمت
چه راحت می نوشه تو رو از خاطرم می چینمت
حتی نمی بینم سراب با تشنگی سر می کنم
* (با اینکه خشک شده تنم ابرا رو پر پر می کنم )
*(برگشتنی در کار نیست امید و پر پر می کنم )
اونی که می نوشه تورو احساس تشنگی نکرد
مطمئنم رابطتتون به زودی میشه سرد سرد
از تشنگی می میرم و دستم سمت آب نمیاد
حتی اگه زلال باشه دوباره سخته اعتماد
دوباره سخته اعتماد حتی اگه دریا باشه
عشق مثل آب خوردنه عطش اما به همراشه
از تشنگیش می میری و دستت سمت آب نمی ره
قانون بازی همینه هر دل یه جایی اسیره

• بیت ششم کار می تواند هر یک از بیت های داخل پرانتز ها باشد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: