بانو خانم

اشکاتو پاک کن این لحظه های آخر

این آسمون رو سر هر دومونه

هرجا برم کفتر جلد توام

دوباره پیدام میشه توی خونه

جاده دلش هوای گریه داره

بذار سفر با خنده هات شرو شه

بغض گلوت حکم خلاصه واسم

نذار دلم با بغضت روبرو شه

به پسرم بگو، بگو که باباش

رفته بجنگه غنیمت بیاره

چادر و روسری واسه خواهرت

واسه ی خونه امنیت بیاره

پشت سرم سوره ی یس بخون

دل بکن از وجودم آروم آروم

زخم زبون در و همسایه روت

یه وقت اثر نذاره بانو خانم

پشت سرم یه کاسه آب بریز که

قراره برگرده به خونه کولم

چفیه و ساعت مچی و پلاکم

دیگه یه تابوت پر استخونم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: