"آفرین مرد"

با این بغضی که دنیاتو گرفته
بعیده رووی ِ خوبی دیده باشی
بعیده با دو دست ِ مهربونت
از این دنیا گُلی رو چیده باشی

میفهمم حال ِ داغونت رو خوبم
خدایی میشه چشماتو پرستید
یه مَرد و این همه تنهایی و غم!؟
چقد مَردی میشه توو چشم ِ تو دید

بذار دنیا بمونه واسه اونا
همیشه اونکه نادونه؛ بلنده*
بذار خندیدناشونو ببینیم،
میبینیم آخر ِ سَر کی میخنده

میخوام دنیا بفهمه تو کی هستی،
یه جور ِ دیگه اسمت رو بیاره
تو که هستی همیشه این حوالی
داره بارونی از مَردی میباره

شبیهت هیچ کجای زندگیم نیس
با چشمات میشه دنیا رو لگد کرد
جهان پیش تو معنایی نداره
فقط میشه به تو گفت "آفرین مرد"

* فلک به مردم نادان دهد زمام مراد…

تقدیم به درد کشیدگانی که در این سرزمین پهناور کم نیستند…
بیست و شش آذر نود و دو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: