خونه ی من… خونه ی تو

یه خونه ی گرم میخوام
که با تو زندگی کنم
سر بذارم رو شونه هات
تا رفع خستگی کنم

عطر شیرینیای من
دستپخت عشق من به تو
می پیچه از خونه ی ما
تا هفت خونه اونورتَر وُ…

خسته که از در تو میای
با بوسه های داغ من
یخای قلبت باز شه وُ
بشی چشم و چراغ من

مثل یه بطری,روی آب…
بدون تو شناورم
باید که تو بیای بشی
سایه ی سنگین سَرم

بدون تو ناکاملم
هر تکه از من یه وَره!
گلبرگای وجودمو
هر لحظه بادی میبره…

هر جایی رفتم تا حالا
دووم نیاورده دلم
فقط دلم میگفته که
باید از اون جاها برم

نگو مسیر زندگیم
منو میبُرد به سمت
حالا این احساسو فقط
از وجود تو دارمو…

آرامش وجودمو
میخوام باهات سهیم بشم
تموم حسای خوبی
که دارمو بهت بدم

یه خونه ی گرم میخوام
خونه ی من… خونه ی تو
بیفته پشت پنجره ش…
سایه ی مردونه ی تو…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: