بارون ..

این ترانه به زودی اجرا خواهد شد

وقتی که بارون می گیره
من به یادتومی ا فتم
یاد حرفایی که اخر
توو دلم موند و نگفتم

تا که بوی نم میپیچه
قدمام هوایی میشن
روزای خوب گذشته
تو سرم تداعی میشن

راه میفتم بی اراده
این یه عادت شده واسم
اسمون ابری که باشه
پرت _تو میشه حواسم

توی این پیاده رو ها
خاطراتت پا به پا من
هر طرف هر چی میبینم
جزیی از خاطره ها من

یاداون روزی که تو پارک
روی این چمن نشستیم
غرق عشق و پ_ر احساس
گرم حرف زدن نشستیم

حالا نیمکتا شکستن
چمنا خسته و زردن
اینقد از تو گله دارن
که منو کلافه کردن

دیگه چتری رو سرم نیس
دستی دور گردنم نیس
دیگه اون کاپشن سبزی
که تومیخواستی تنم نیس

دل از این دنیا بریدم
تا که دل از م بریدی
دارم از نفس میفتم
توی بارون اسیدی

کل شهرو دوره کردم
این همه تنهایی کم نیس
حق من این که همیشه
تک و تنهاخیس بشم نیس

همه جا رو مه گرفته
دیگه بارون نمی چسبه
تنهایی قدم زدن توو
این خیابون نمیچسبه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: