( هوای زُحـل )

به نام خدا

( هوای زُحـل )

تو از هوای من پری

من از هوای تو پرم

حضانت نگــاهــمو

به چشمای تو می سـپـرم

توو خلــوت وجـود من

صدای سرد همهــمـه

گرفـتـه بود دلـم رو از

تو و خدا و از ، هـمـه

حماقــت غــرورمـو

به پای سنگــدلی نـزار

نمک نپــاش روو زخــم من

که گــم بشم توو شوره زار

نجــیـب و خوب و صادقی

یه رنگ و پاک و ساده ای

هـمیشــه عاشق خــدا

چقدررر فــوق الــعـاده ای

روو لحن خاکـی زمـیـن

یه آسمون غــزل شــدی

توو کهکشون راه عشق

درخشش ِ زُحَــل شــدی

نفس بکــش هــوای مـن

تا از نــفس ، نیـوفتـادم

هــواتــو ، دارم نــفسـم

لحظــه به لحظـِه دم به دم

رها

با تشکر از همراهی استاد نازنینم ( حمیده سادات غفوریان )

از این نویسنده بیشتر بخوانید: