بیهودگی

می خواستم رد شم از یادت
از این دنیای دیوونه
ولی یادت قسم خورده
که دنیامو بسوزونه

با اینکه روبروم از تو
یه تصویر و صدا هم نیست
توو جنگ با خیال تو
امیدی به سپاهم نیست

عذابم می ده تنهایی
عذابم می ده این قانون
منم مجنون بی لیلا
تویی لیلای بی مجنون

یه شب بارون زد و رفتم
لب رویاتو بوسیدم
یه لحظه اون خیابونو
بدون تو نمی دیدم

چه تصویر قشنگی شد
من و یاد تو و بارون
فقط یک لحظه برگرد و
به اون روزا برم گردون

می دونم که دلت می خواد
واسم عادت شه دلتنگی
یه احساسی بهم میگه
داری بیهوده می جنگی

دیگه خوبم ، نمی جنگم
دیگه تسلیم و آرومم
دیگه تا آخر دنیا
تو رویای تو می مونم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: