زیادی

تو رو یادم میاره هرچی، حتی…
نگا کردن به دیوارای خونه!
نپرس حالم رو…تب دارم یه عمره
اگه میگم که"عالی" هذیونه!
فراموشم شد عالم بلکه شاید…
نبودِ تو نیفته توی فالم
تو هم مثل همه راحت بریدی…
نمیدونی چقد داغونه حالم…
بدونِ تو، توو این دنیای صد رنگ
تموم لحظه هام بی رنگ میشه
دلم جا واسه هیچ عشقی نداره
دیگه از بس برا تو تنگ میشه!!!
من از بارون و بغض و جاده خسته م
از این دردی که بش میگن "جوونی"!
منو دیوونه کرده فکر اینکه
حالا تو زیر چتر دیگرونی!
کجا رفتی که از طوفان دوریت…
داره می پاشه از هم تار و پودم
آره حق داری از من خسته باشی…
زیادی عاشق چشم تو بودم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مهدیه رضایی

مهدیه رضایی متولد نوزدهم بهمن هفتاد و سه. دانشجوی رشته ی فناوری اطلاعات هستم. تا چند سال اخیر هیچ علاقه ای به موسیقی نداشتم و چیزی از صنعت موسیقی نمی دونستم. اما شنیدن یک قطعه ترانه باعث شد متوجه بشم توی این زمینه استعداد دارم و شروع به نوشتن کردم. بی نهایت به ترانه و شعر علاقه دارم...