زیر بارون)

زیر بارون گریه کردن یه صفای دیگه داره
پیش چشمای من اما آسمونم کم میاره
منمو دلی گرفته زیر بارونه بهاری
قطره قطره های اشکم از تو مونده یادگاری
توی یه جاده ی خالی که شباش ساکت و سرده
منمو یه کوله باری که پر از ناله و درده

چی بگم وقتی تو نیستی غصه هام یکی دوتا نیست
اون مریض رو به مرگم که دیگه فکر شفا نیست
حال سربازی رو دارم که توو جنگی نابرابر
تو محاصره ستو مونده خیره به فشنگ آخر
تو بزرگتر از تموم ارزوهای محالی
مثه لبخند قشنگه لحظه ی تحویل سالی
یه فرشته رو زمینی که از آدما جدایی
تو یه نقاشیه بی نقص اثر دست خدایی
حیفه لبخند قشنگی که رو صورتت نباشه
حیف اون چشمای نازی که اسیر غصه ها شه
سهمم از عشق تو این قلب شکسته هم که باشه
نمیخوام حتی یه لحظه دلم از دلت جدا شه

تو یه جور کشف وشهودی توی تنهاییه شاعر
تو همون دعای خیری که میگن پشت مسافر

توو شبای بیکسیهام مثه ماه پر فروغی
بگو دوسم داری یکبار شده حتی به دروغی
بتو عادت کرده بودم مثه گل به خاک و ریشه
آخرش ازم بریدی چرا باورم نمیشه

حالا من موندمو راهی که همیشه بی عبوره
حالا این عاشق تنها خالی از هر چی غروره
از تو تنها یادگارت گریه های بیصدامه
نیستی اما خاطراتت هر کجا میرم باهامه

مثل اون شاخه گلی که هیچکی توو کویر ندیده
داشتنت فرض محاله بودنت باهام بعیده

766
۳۹