دل نوشته

داره سوز سرمای بی کس شدن
تن ِ خستمو خسته تر میکنه
ببین خواهرت هر شبو با سکوت
توو آغوش بغضش سحر میکنه

همه سهمم از تو شده سنگ ِ قبر
ببین سقف رویام چه پوشالیه
میگن رفتی راحت شدی ، خب قبول
ولی جای تو بدجوری خالیه

ازت مونده توو خونه یه قاب عکس
با کابوس ِ تلخ ِ یه مشت خاطره
داداش دیدی دنیا واسه زجر ِ من
همه فن حریفه … چقد ماهره

حسود بود نتونس ببینه یکی
توو هر ثانیه مثه کوه پشتمه
اومد شونه هاتو گرفت از منو
حالا جای شونت پناهم غمه

دلم لک زده واسه اون لحظه ها
کنارم بشینیو بازی کنیم
به رویای اون لحظه هام قانعم
توو خوابم بیا صحنه سازی کنیم

یه کم صحنه سازی واسه دلخوشی
که شاید بفهمم منم آدمم
منی که یه بند توو نخ رفتنم
یه عمره توو تسخیر درد وغمم

چقد سخته وقتی که نه سالتو
به شعرو به سیگارو قرص تن بدی
شبیه یه شمعی توو دستای باد
همه واژه هاتو به کشتن بدی
…………………………………………………..
پ . ن : این کار ترانه نیست یه دل نوشته س به سبک ترانه
جا داره از برادر عزیزم اقای مسعود وزیری هم تشکرکنم که کمک کردن تا این دل نوشته با هر سختیی بود کامل بشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: