نفرت

سر قصمون درازه
دلمون ولی یه دریاس
مارو از اینجا نگیرین
ما بهشتمون همین جاس

زندگی بدون حرکت
توی رگ هام لخته میشه
این گلایه ها جدید نیس
ماله خیلی وقت پیشه

تو نه می بینی نه کوری
این ترحمه یا دعواس
خستم از دنیای سنگیت
نگرانیم مال فرداس

تو چرا می بری ازمن
من برای چی نشستم؟؟
زندگیمون داره میره،
من به پای کی نشستم..؟

با کی لج داری عزیزم
این که اسمش زندگی نیست
خیلی کارا کردی اما
خیلی چیزا گفتنی نیست

تو نه می بینی نه کوری
این ترحمه یا دعواس
خستم از دنیای سنگیت
نگرانیم مال فرداس

داری تب میکنی اما
سرده دستت،سرده دنیات
این تظاهره عزیزم
بوی نفرت میده کارات

دارم از چشمات می افتم
از سقوطم تا شب تو
قطره های مست بارون
رو لبت،روی تب تو…

محسن رمضانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: