میگن مَردونگی سَخته …

به این روزا نِگاهی کُن , ببین روزا عَوض میشه
تَبِ هر عاشق ،این روزا , فَدای یک هَوس میشه
تو مَحکومیّوو مَجبوری , فقط هَمرَنگِ دُنیا شی
اگه دُنبالِ اِحساسی , میتونی غَرقِ رویا شی
فراموش کَردنِ قَلبِت , بَهایِ زِنده موندن شد
تمومِ عُمر ما هر روز , فقط صَرفِ یه بودَن شد
کُجا بودیم کجا هَستیم ,چِقَدر چِشمامونو بَستیم
نفهمیدیم هنوزم که ، نمی دونیم کُجا هستیم !
تَمومهِ پَهلِوناروو ، تو قابِ شیشه ایی بُردیم
فقط با خنده و حُقّهِ,چه حَق هایی که ما خُوردیم
مَرامو مَعرِفَت گُم شُد , به اِسمِ زِندگی کَردن
با زورِ بازو , مَردامون خیال کردن ، چِقَدر مَردن
میگن مردونگی سختِ , یه مَرد و قولِ مَردونه
غَمِ تَنهایی با دَرد و , فقط یک مَرد می دونه
اَگه واروونه شه دنیا , رو دوشش آسمون باشه
فَقط یک مرد میتونه , دوباره رو پاهاش , پا شه
توو این روزای پُر غُصه , که آدم ها پُر از دَردَن
توو این دُنیای نامَردی , مَگه مَردا فقط مَردَن؟!!!
(کیوان اخوان حریری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: