مشکی بپوش!

یه خطِّ ۲۰ متری توو باند سبقت / یه ترمز از ته گلو کشیدم!
کروکی می‌گه که مقصر منم / چی شد که حتی مرگمُ ندیدم؟

کار من اینجا از کما گذشته / قرمزیِ چراغِ چشمک زنم!
فقط دارم با این پا اون پا کردن / به نعش این ترانه دَس می‌زنم

روی زمین هیچی به اسمم نبود / حتی به اندازه‌ی قوطی کبریت
گواهی فوتُ که امضا کردم! / سند زدن، یه متر و نیم گرانیت!

مشکی بپوش، می‌گن که رنگِ عشقه! / یه تاج گل بخر به خاطر من
قدم بزن، بیا، ببین چه جوری / یه عالمه خاک رو سرم می‌ریزن!

توو دستِ تو به جای رُز، گلایول! / روی لبت نشسته رَدِّ پوزخند!
به افتخار مُردنم، دَس زدی! / زیرِ لبت زمزمه کردی: بِگند!

باور من نمی‌شه این تو باشی / که آرزوت این بوده برنگردم
سرم به سنگ خورده حالا حالیم شد / کنار تو کفن پُرُو می‌کردم!

تا خُشک بشه کفن، بشین کنارم / فرصت من قَدِّ همین ترانه‌س
هیچی نگو، فقط بمون تا تهش / همه تصور کنن عاشقانه‌س!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1239
۲۷