تا تو اومدی …

منو تو غریبه بودیم توی اون روزای اول
تا تو اومدی کنارم‏‏‏ شدی مونس و یه همدم
تلخی هامو تو گرفتی شیرینی دادی به دنیام
نمی دیدم این چیزارو حتی توی خواب و رویام
لحظه هام پرشده بود از خنده های بی بهونه
قلب من این خوشیارو بوجودت مدیونه
حتی خداهم میدونه بین دلامون یه راه هست
راهی که راه ماهارو بروی جدایی ها بست
یه ستاره هس تو چشمات ؛که شبا باهاش بیدارم
یه حس خوب دارم وقتی سر رو شونه هات میذارم
از جدایی من بیزارم میدونم توام بیزاری
هیچ راهی بجز رسیدن تو جلو پام نمیذاری
اینجا کل سال بهاره چون وجود سبز تو هس
منو تو باهم میمونیم ؛همو میخوایم؛ همینو بس
نمیذارم تنها باشی تنهایی تقدیر ما نیس
یه آدم تنها تو شبها‏‏‏‏‏‏‏ بخدا تعبیر ماه نیس

از این نویسنده بیشتر بخوانید: