افسون چشمات

توی آتیش غرورت سوختمو چیزی نگفتم

هرچی گفتی باز لبامو دوختمو چیزی نگفتم

واسه ی داشتن چشمات پای تو سوختمو ساختم

همه ی دلخوشیامو پای چشمای تو باختم

تورو باور کرده بودم واسه آرامش شبهام

تو شدی همه وجودم تو شدی هرم نفسهام

منی که برات میمردم به یه دنیا غم سپردی

گفتی تا جنون باهاتم گفتی اما کم آوردی

عمریه گذاشتی رفتی اما یادتم هنوزم

سهم من نبود که بی تو چشم به تنهایی بدوزم

یاد تو همیشه اینجاست خاطراتت پیش رومه

سهمم از افسون چشمات بغض کهنه ی گلومه

هنوزم دارم امیدی تا تو برگردی دوباره

بخدا که بی توقلبم دیگه دنیایی نداره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: