خــونـخــوار (ترانه ای مشترک از من و خانم دهقانی)

سلام عرض میکنم خدمت همه ی هم ترانه های گلم…
امیدوارم از این ترانه ی مشترک من و خانم دهقانی که کار ویرایشش رو با هم انجام دادیم خوشتون بیاد
درضمن امیدوارم عید و ۱۳ بدر خوبی هم پشت سر گذاشته باشید و سال خوبی رو هم پشت سر بگذارید
ممنون
-_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_-

"خونخوار"

کل خونه از جنس اتیشه
از دروغ گر گرفته دیوارش
این منه خسته مونده با دردو
شعر و قرصو شرابو گیتارش

کارِ اون گذشته از گریه
سینه سوزه تمومیه آهش
دست و پا میزنه تووی تردید
شده دنیاش سکوتو یه خواهش

توو تب ِ بغضه و نمیفهمه
که تمومیه خونه دلسرده
نه نمیفهمه که زندگی اونو
به یه خونخوار بدل کرده

هق هق و چشای بارونی
سهم اون از زمین نامرده
زندگی با تجاوزی دردناک
پرده ی دلخوشیشو وا کرده

توه خونخوار پی چی میگردی ؟
پی عشق و افکاری مردونه ؟
نه نکن بازی با دلت ای مرد
کسی حال تورو نمی دونه

خیره شو به آ‌سمون و ببین
فکرتو درگیره کی کردی؟
توی آتیشه این زندون
د ِ بگو دنبال کی میگردی؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • :-?
  • لایک 4 @};- @};-
  • موفق باشید
  • سلام به هر دوی شما دوستان خوبم من باید بگم که با سبک نوشتن و ترانه های خانم دهقانی آشنایی دارم و باید بگم این ترانه به شدت از قلم ایشون دور هست ترانه ای سرشار از ایرادات وزنی و معنایی و با آقای چابک عزیز هم موافق هستم در تمام ایراداتی که گرفتند و البته شخص مجهول اون؟!! که مهمایی طرح بودند در کل کار... به هر شکل امیدوارم در آینده ترانه هایی به مراتب زیبا تر از شما بخونیم آقای گودرزی عزیز
  • توی کارهای مشترک ، بهترین نتیجه ای که حاصل میشه اینه که معایب کار توسط دوتا تفکر ، تجربه و ترانه سرا رفع بشه و کاری بهتر رو شاهد باشیم. اما جسارتا ، نمیدوم یا خانم دهقانی معلم بدی هست یا تن به تعارف و رودربایستی میده. یا آقای گودرزی شاگرد حرف گوش کن و مشورت پذیری نیستند. باور نمیکنم یه پای اینکار خانم دهقانی باشند. ببخشید. :"> (ولی باید میگفتم) @};-
    • سلام اقاي شريفي قبل از هرچيز بگم كل ايده ي اين كار از اقاي گودرزيه اگه كاراي قبلشو خونده باشيد شايد متوجه بشيدكه چرا وسواس به خرج ندادم اين يك كار مشترك نبود يه تمرين مشترك بود تا علي ِ حرف گوش نكن ِ ما بيشتر با اصول ترانه اشنا بشه شايد بهتر بود كاري كه خودشون نوشته بودنو همراه اين كار ميذاشتن تا بيشتر متوجه حرفاي بنده بشيد بازم ممنون كه همراه هميشگي بنده و كاراي بنده هستيد و هميشه نظرتونو با صراحت اعلام كرديد @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};-
  • سلام کارو که میخونی اولین چیزی که بدجور مشخصه ایرادات وزنی متعدده که جلوی روون خوندن کارو میگیره دومین چیز دو گانگی زبانه از کار مشترک بیشتر انتظار میره @};-
  • اقای گودرزی کارتون خوبه همچنین شما خانوم دهقانی ولی توقع من یه کم بالاتر بود ایشالا موفق باشید @};- @};-
  • داداش علي لايكي @};-
  • سلام . کل خونه از جنس اتیشه از دروغ گر گرفته دیوارش این منه خسته مونده با دردو شعر و قرصو شرابو گیتارش از جنس آتیشه ؟؟؟ تو جهنم هستید ؟ اگه نه در زمین شراب و گیتار یا شما چگونه در اتش نشستین...اشاره به جنس خونه و آتش درست نیست قرص و گیتار هم خیلی تکراریه کارِ اون گذشته از گریه سینه سوزه تمومیه آهش دست و پا میزنه تووی تردید شده دنیاش سکوتو یه خواهش کار کی ؟ چاهار بند سرودید اما اشاره ای نشده کار کی فقط گفتید اون( میزه؟؟؟) بار معنایی رو میخواستید داشته باشید در رساندن مفهوم اشکال داشتید در کل اثر نه نکن بازی با دلت ای مرد....زبان ترانه چی شد ؟ در کل بسیار ضعیف بود به امید دیگر اثرتان @};-
    • خب آقاي چابك خيلي ممنون كه نقد كرديد... اما نميشه اسمش رو نقد گذاشت...اسمشو ميشه گذاشت ايراد گيريه الكي شايد.... خب اول بايد بگم كه طرز فكر هر آدمي در مورد چيزي كه ميبينه و ميشنوه و ميخونه باهم ديگه فرق داره... حالا شايد طرز فكر شما يه جور ديگه باشه...اما اينو ميدونم كه طرز فكر منو خانم دهقاني با شما فرق داره... اول اينكه وقتي توي بي كسي و تنهايي باشي ... يا به حد از سختي رسيده باشي خونه يا سر پناهي كه توي اون هستي برات مثل جهنم عذاب آور ميشه...يعني آتيش... بعد هم كنايه از ديواره گر گرفته اينه كه اون منه خسته به ديوار خونه ي خودش يا سرپناه هرشبش نميتونه ديگه تكيه كنه.... بعدش هم تكراري بودن اون دو واژه رو قبول دارم...اما بهتره كه به مضمون دقت كنيد نه به اينكه تكراريه يا نه... بعدشم كه ميگه اين منه خسته توي اين خونه اي كه از جنس آتيشه فقط دلخوشيش يا تنها چيزي كه آرومش ميكنه اين چند تاس: شعر ... شراب ... قرص ... با سازش...اينا نشون ميكه كه يعني ديگه هيچ دلخوشي يا چيزي نداره كه بخواد باهاش آروم بشه... خب بند دوم هم بگم كه .... در بند اول از خودم گفتم...گفتم كه اين منه خسته.... يعني خودمو به يه منه خسته تشبيه كردم...به من... بعد از بند دوم به بعد ديگه از زبون خودم دارم به من ميگم....يعني دارم خودمو براتون تعريف ميكنم... دارم به مخاطب ميگم كه اين منه خسته يعني خودم كارش از گريه گذشته...آهش سينه سوزه و غيره... بعدشم بگم كه چهار بند نيست و شش بنده... درضمن اون زبان ترانه هم قبول دارم....كه اون مصرع از زبان ترانه خارج شده... بعدشم بايد بگم كه از كل اين نقدي كه داشتيد ...تنها يكيش رو قبول داشتم...اونم هم يك مصرع بود كه از زبان ترانه خارج شده بود... اگه احيانا اون "دروغ" هم براتون گنگ بود....بگيد تا مفصل بگم كدوم دروغ...كاملا هم مشخصه... داداشم خيلي ممنون از حضورت....با ايراداتون به پيشرفت هر ترانه سرايي ميتونيد كمك كنيد...اما سعي كنيد خودتون رو از اين كوچيك تر نكنيد....نقد هاتون واقعا زيباست اما بي محتواس..انگار كه از روي شكم ... يا از روي عصبانيت يا شايد هم از روي كينه اينطور نقد ميكنيد....ممنون @};- @};- @};- @};- @};- :-x
      • :-? :-? :-? شما اول ادب رو یاد بیاموزید بعد دست به قلم ببرید :-? و سعی نکنید از حقیقت فرار کنید بلکه چاره پیدا کنید روحت شاد ایرج میرزا خر عیسی است که از هر هنری با خبر است هــر خری را نتـوان گفت که صـاحب هنر است
      • :-? [-( ما بي ادب شما استاد ادب....خوبه ؟؟؟ من از حقيقت فرار نميكنم بلكه به سمتش هم ميرم...اگه چاره اي براي خودتون ميگرديد باشه چشم براتون پيدا ميكنم...مرسي از حضورتون برادر [-( =D>
  • درود بر هر دو عزیز @};- @};- @};-
  • لایک @};- @};-