مگسِ لوس

خاطره موندی تو قلبم ، پاتو بر دار از کنارم
به خدا اگر نرفتی ، تگرگ و بارون می بارم
***
یادته ای دیوِ خسته ، با صدام بی خونه میشــی
پاک میشه سرنوشتت ، بی دلم دیوونه میشی
***
تو برو با عشقِ نازت ، نمی خوام پیشم بیایی
آتش و دودت تو قلبم ، سوختم از بی وفایـی
***
چند باری نیزه می زد ، دلت در قلبِ دلیرم
از خدا باکی نداری ، نمی ترسی من بمیرم
***
باز هم آواره کردی ، دلم در سرمایِ ســـــــردت
یخ زده گلدون و برگش ، تو حیاطِ عشقِ و دردت
***
ای مگس بر چهره ی دل ، زود پاشو خیلی لوسی
نمی خوام تو رو ببینم ، می دونم تو چاپلوســـی
***
خشک شده دریاچه ی دل ، آبِ دیمت رخنه کـرده
بین رود و شاخه هایش ،نزدِ یاران فتنه کرده
***
تشنه ی لج و لجاجت ، ساقه ی گلها بریدی
دست بردار از تعصب ، مگه تو آدم ندیدی
***
خسته شد دل از نصیحت ، پشتِ اون چراغِ خاموش
جمع کردم حرفِ دل رو ، می برم حراجی بر دوش
***
جاسم ثعلبی ( حسّانی) ۲۱/۰۸/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

457
۷