عشق من

عشق من
بی تو دلم غمگین است
بی تو سرد است ره خانه من
بی تو خورشید شفق خونین است
بی تو فریاد و هزاران فریاد
که بهار و گل و بلبل چو باد
بی تو آهنگ دلم سخت شکست
در دل کوه چو داد فرهاد
در پس سینه طوفان زده ام
غرش رعد و بیابانی سرد
نه امیدی نه نویدی نه سرودی
معبد قلب من از دوری تو
چو شب خزانه دیده دشت
بی تو خالی شد از هر نوری
با دل بی کس و غم دیده ی خود
گفته ام باز تو خواهی آمد
چشم من باز به دیدار
تو خواهد که شود
روشن از چهره مهتابی تو
لب من باز بخواهد زد بوسه
سایه های نگه و
بوی گل آسایی تو
باز خواهم چه درازی شب
آغاز کنم
قصه های دل مهتابی تو
آتش و آه دل سینه من
سوخت چرا
از نسیم نفست
غنچه عشق به خود
می پیچید
عشق من کاش تو بر می گشتی
تا که چشمان تمنا گر من
با نگاه تو تلاقی می کرد
عشق من کاش تو بر می گشتی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: