تو از زن چی رو میدونی ؟

تو از زن چی رو میدونی ، به جز یک جسم غم دیده
دیگه حتی نگاهت هم ، علیه تو قسم میده

تمامش رو نظر کردی ، هوس چشماتو پر کرده
میگن مردی ولی چشمات ، میگه اسم تو نامرده

تصور کردن یک زن ، شده واسه تو یک عادت
به فکر خلوتی هر شب ، که من بیزارم از خلوت

به زن که میرسی تنها ….
یه خط راست گم میشه ، توی خم پیچه رودت
چیه فرق زن و کالا ، توی تصویر آلودت ؟

به زن که میرسی تنها ، مثل حیوون بی رحمی
ولی این جسم معصومه ، چرا اینو نمیفهمی ؟
××××××××××××××××××××××××××××××××××
پر از حسّم پر از احساس ، پر از درد هم آغوشی
ولی تو از تن خستم ، فقط مستی رو مینوشی

هوس ذهن خرابت رو ، به دست وسوسه داده
مثل یک برّه که تنها ، تو مشت گرگ افتاده

داری نزدیکترمیشی ، با لبخندی که از دل نیست
دارم میترسم از ذهنت ، ولی واسه تو مشکل نیست

آره واسه تو مشکل نیست ، که حُرم من رو نشناسی
به جز تن چی رو فهمیدی ……….. حالا که غرق احساسی

بوی گند هوسبازی ،‌ میدونی از تن من نیست
آخه هیچ حسی تو دنیا ،‌ مثل احساس یک زن نیست ….
……………………………………………………………………………………

پا نوشت :
۱ و ۲. الهام گرفته شده از جمله زیبای " از زن ، به جز تن ، چی رو فهمیدی ؟ " در ترانه " دستام واسه تو فندک نیست
– خانم مهسا مجیدی پور "
۳. الهام گرفته شده از ترانه " فاحشه ها – خانم مهسا مجیدی پور "
در واقع تصویر سازی کلی این ترانه ( که البته من نتونستم اون رو به نحو احسنت نمایش بدم ) مدیون ترانه سرای خوب
و با اخلاق کشورمون خانم مهسا مجیدی پور هستش ……
ضمن اینکه بیت زیر از خانم " حمیده سادات غفوریان " در ترانه " بی کسی گاهی کشنده س " هم تاثیر زیادی در گرایش
من به این موضوع داشت …….
گاهی ازخودت می ترسی ، گاهی زن بودن عذابه
مخصوصا وقتی که مردت ، اوجِ رویاش تخت خوابه !

البته بهتر این بود که عبارت "‌ تو از زن چی رو میدونی " به مسایل دیگری هم توجه میکرد……چون مسایل بسیار مهم تر از این هم
در مورد خانم ها هست که لازمه دربارشون کمی بیشتر تامل کنیم …….. ولی خب اینبارانگشت گذاشته شد
روی مسئله ای که شاید کمتر وارد اون میشیم ……… مساله ای که همیشه هم در طول تاریخ بوده و هست ….
یا علی ……..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: