سکوت

آره بد شـــدم ، بد – که خوبم کنی تو
طلوع غمـــــم تا غــــروبم کــنی تو

شکســــتم که بغضــم شکستم نده ،
دلم نشکــــــنه ، کـار دســــــتم نده!

سکوت ساده نیس تا که معنام کنی
تُو اشــــک گـُم شدم تا تو پیدام کنی

به درد رو زدیم تا فراموش نشه عشقمون
چقدر سوختیم تا که خاموش نشه عشقمون

نمیشــــد بمــونی ، نمیشــــــــد نرم
گذشــــتی ازم تــا مـنم بـــــگــــذرم

بریــــدم نه از تو ، فقــط از خــودم
بریدم کــه اینــــــقدر عاشـــق شدم

چقد حرفـــــه تُو بغضــمون نازنین
ته حرفم اینه ، میخامت ؛ همین

به مفهوم چشمات ، گره خورده رویای من
آهای نبض بودن ، تو برگرد به دنیای من

.

.

.

تو برگرد به دنیای من

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

837
۲۰

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون