حدیث روزگار

من خودم قصه ی عشقو
تو حدیث عاشقیمی
ای هم آغوش صداقت
با فرشته ها صمیمی
رو هزار هزار گل سرخ
نمیشه اسمتو حک کرد
نمیشه وقتی نباشی
غصه رو از سینه دک کرد
ای ترنم بهاری
تو حدیث روزگاری
مثه یک نغمه ی بارون
که به گوش شوره زاری
توی حرمت نگاهت
یه شمیمی از خدایی
تویی که با غم عشقِ
منه عاشق آشنایی
همه یاس ها و اقاقی
پیش عطر تنت هیچن
پیچکا از شور عشقِ
تو به پای هم میپیچن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: